حسابدا ري سبز چرا و چگونگیش
مقدمه:
در دوران حاضر باتوجه به ايجاد برخي از محدوديتهاي زيست محيطي به ويژه در تجــارت جهـاني و سخت شدن عرصه رقابت، به ناچار بعضي شرکتهاي انتفاعي از يک سو براي رفع اين محدوديتها و دستيابي به درآمد بيشتر و يا کسب محبوبيت تجاري، مجبور به تحمل هزينه هاي زيست محيطي بوده و ازسوي ديگر براي ارزيابي مثبت عملکرد خاص حفاظت ازمحيط زيست، ناچار به کاهش هزينه هاي مزبور هستند. براي مديريت بر هزينه هاي زيست محيطي اولين نياز لزوم شناسايي آنها است و همين طور هزينه يابي محيطي فعاليتي است که مي تواند موجب افزايش ارزش شرکت گردد.
استاندارد بين المللي ايزو سري 14000 يک سيستم کنترل مديريتي است که عملکرد زيست محيطي شرکت را به گونه اي تعريف مي کند که نيازمنديهاي اين استاندارد را پوشش دهد و درمجموع براي اين هدف است که شرکت بتواند فرايندها، ارتباطات و فعاليتهاي خود را بدون ضرر به محيط زيست به انجام برساند. برخي شرکتهاي تجاري ايراني ازجمله شرکتهاي فعال در بورس اوراق بهادار تهران، به ايجاد سيستم مديريت زيست محيطي اقدام کرده و اگرچه در اين راستا هزينه هاي واقعي به شرکت تحميـل مـي شود، ليکن در مقابل هزينه ها، منافع و ارزش افزوده اي را به دنبال خواهد داشت.. موضوع حسابداري فعاليتهاي زيست محيطي در قالب يک فعاليت مستقل قابل ارزيابي است و از يک طرف بنابه دليل پيروي از يک الگوي بهبود مستمر در فرايند اجراي مميزي زيست محيطي، بازخورد لازم سيستم اطلاعاتي حسابداري، تکميل کننده مميزي مزبور بوده، امکان ارزيابي عملکرد مديران را در راستاي بهبود مستمــر عملــي مي سازد. ازطرف ديگر، گزارشگري مالي برون سازماني، درخصوص عملکرد زيست محيطي، مي تواند هزينه و منفعت برنامه هاي زيست محيطي و اهــداف مــديــريت را براي استفاده کنندگان خارجي فراهم سازد و اگرچه برخي از منافع ناشي از تحمل هزينه هاي زيست محيطــي صرفاً کيفي است و قابل اندازه گيري عيني نيست، ليکن با افشاي مناسب در گزارشگري مالي مي توان ديدگاه مثبتي در ميان سهامداران و بازار سرمايه ايجاد کرد و به تبع آن ازطريق افزايش (PRICE/EARNING PERSHARE)P/E و نهايتاً افزايش ارزش روز سهام، موجب افزايش ثروت سهامداران گرديد.
باتوجه به مشکل عدم وجود اطلاعات حسابداري با صحت و دقت بيشتر در شرکتهايي که در کنار فعاليت اصلي خود، فعاليتهــاي زيست محيطــي را هم مديريت مي کننــد، ضــرورت وجود يک سيستم هزينه يابي مناسب احساس مي شود.
درحال حاضر نگرش تازه اي نسبت به آثار زيست محيطي ناشي از فعاليت صنعتي موسسات انتفاعي بروز کرده است که اين موضوع نگاه موسسات انتفاعي را از طراحي محصول و فرايندها تا خدمات پس از فروش دچار تغييرات عمده اي کرده است. اين درحالي است که ارزش واقعي منابع طبيعي ازجمله هوا، زمين، آب و غيره که براي توليد محصولات مختلف صرف مي شود، در بهاي تمام شده محصولات توليدي به درستي منعکس نمي شود و صنايع سبز علي رغم تحمل هزينه هاي محيطي داخلي نسبت به صنايع غيرسبز مشابه، محصولاتي با کاربرد يکسان توليد مي کنند. از اين رو مديريت نه تنها درخصوص کارآيي و اثربخشي فعاليت موسسه تحت سرپرستي خود مسئول است بلکه در مقابل هر آنچه که در قبال فعاليت انتفاعي، درمورد مشکلات محيطي بروز مي کند، نيز مسئول است. يک واحد انتفاعي درکنار مسئوليتهاي اقتصادي ناچار است مسئوليت محيطي و يا اجتماعي را نيز بپذيرد.
اهداف :
هدف از حسابداری زیست محیطی، تهیه اطلاعاتی جهت کمک به مدیران در امر ارزیابی عملکرد، کنترل، تصمیم گیری و گزارشگری برای یک سازمان یا منطقه می باشد. حسابداری زیست محیطی بر اساس مفاهیم، معیارها و ارزش های زیست محیطی و اقتصادی بنا شده است.برای دستیابی به این هدف نیاز به تغییری در فرهنگ احساس می شود، که بخشی از این تغییر از طریق حسابداری وگزارشگری زیست محیطی حاصل می شود.حسابداری زیست محیطی، اطلاعاتی را فراهم میکند که در امر ارزیابی، عملکرد، کنترل، تصمیم گیری وگزارشگری به مدیران کمک می کند. حسابداری زیست محیطی براساس مفاهیم اقتصادی و زیست محیطی بنا شده و از آنجایی که از ارزش هایی استفاده می کند که از بازار ناشی نمی شوند، استفاده از آن ، مستلزم ایجاد تغییر در فرهنگ است .حسابداری زیست محیطی، بخشی از این تغییرات را در سازمان و وسیع تر از آن در جامع ارائه می کند. و با ارائه شناخت اساسی بیشتر و مشارکت در فعالیتهای کاری روزانه ، به تعیین هدف توسعه مستمر به عنوان رویکردی خاص کمک می کند.
دو مقوله توسعه پایدار و حفاظت و بهسازی در محیط زیست موضوعاتی اصلی هستند که در سراسر جهان بر چگونگی رشد اقتصادی ورفاه اجتماعی به منظور فقرزدائی تاثیرمی گذارند همگام با رشد اقتصادی فشار بر سیستم های طبیعی و منابع کره زمین شدت می گیرد.
واقعیت تاسف بار اینست که اقتصاد به رشد خود ادامه می دهد ! اما محیط زیست که اقتصاد به آن وابسته است رشد نمی کند. اگرچه نمایه های اقتصادی از قبیل سرمایه گزاری، تولید وتجارت همه وهمه مثبت نشان می دهند، اما نمایه های اقتصادی اساسی شرایط زیست محیطی هر روز منفی تر می شوند.مثلا جنگلها کوچکتر می شوند، خاکها فرسوده تر می شوند، دمای هوا افزایش می یابد.
همانگونه که رشد مداوم سرطان نهایتاً با از بین بردن میزبانش به انهدام سیستم حمایتی حیات خویش می انجامد، اقتصاد جهانی نیز بارشد مداومش، میزبانش، محیط زیست را به آهستگی نابود می کند. درجهان امروز برنامه ریزی اقتصادی درراستای اهداف توسعه، امریست لازم واجتناب ناپذیر.
امروزه کشورهای پیشرفته محصول برنامه ریزیهای دقیق وصحیح ، وکشورهای جهان سوم محصول بی برنامگیشان را درو مي كنند.خوشبختانه درتمام جهان ضرورت حفاظت ازمحیط زیست به صورت اصلی مسلم وانکار ناپذیر پذیرفته شده است درحال حاضر دومقوله توسعه پایدار وحفاظت وبهسازی محیط زیست موضوعاتی اصلی هستند که درسراسر جهان برچگونگی رشد اقتصادی ورفاه اجتماعی به منظور فقرزدائی تاثیر میگذارند. توسعه ای پایدار است که بتواند با حفظ محیط زیست، رشد اقتصادی کشور را به گونه ای تضمین کند که ضمن افزایش رفاه نسل حاضر منابع لازم رابرای تامین رفاه نسلهای آینده باقی بگذارد.
پیشینه و جایگاه حسابداری زیست محیطی :
حسابداری زیست محیطی برمبنای دانش علمی است. درطی500 سال گذشته که اصول حسابداری واقتصادی امروزین پایه گزاری می شدند، وجود نداشته است. تفاوت های بین شرایط جدید وقدیم، ممکن است به عنوان تفاوتهای بین وجود سازمان های منفصل ومرتبط به هم تلقی شود. درواقع درگذشته ، سازمانها رامستقل از یکدیگر تصور می کردندولی یکی بردیگری و برمحیط اثرمی گذارد. امروزه می دانیم حد ومرزهای تائین شده برای سازمان ها ساخته دست بشر است واین امکان وجود دارد که هر رویدادی به تنهایی، نتایجی فرای این محدودیتها داشته باشد، ولی درعلوم زیستی مثل فیزیک کوانتوم، نظریه سیستم هاوریاضیات، بی نظمی، تعریف شده است توسعه اکثر این تفکرات علمی به قرن20 برمی گردد. وچنین تفکراتی، اثرات برتجارت واقتصاد می گذارد و در واقع فعالیت های تجاری اجتماعی و محیطی، این حقیقت را تصدیق می کنند که تصمیم های تجاري :اجتماعی ومحیطی، این حقیقت راتصدیق می کنند، که تصمیم های تجاری غیراز عواقب سنتی شناخته شده، پیامدهای دیگری دارد.
اقتصادانها، باطرح سیستم های اقتصادی که مبنای هزینه را گسترش می دهند، به این شناخت جدید واکنش نشان دادند تاهزینه اجتماعی ومحیطی را مورد توجه قرار داده باشند، یااقتصاد پولی را با معیارهای رفاه ادغام کرده باشند. همچنین برخی حسابداران نیز از این شناخت یا علم جدید استقبال کرده واز گزارشگری محیطی، حسابداری مدیریت محیطی، حسابداری بهای تمام شده کامل و شناسایی مخارج وبدهی های محیطی در گزارش های منتشر شده توسط شرکتها حمایت کرده اند .
براساس یک طبقه بندی وسیع تر نقطه نظرات اقتصادی وغیر اقتصادی، استقلال شرکتها نیز باتوجه به اقدامات اجتماعی کاربردی، از جمله حسابرسی اجتماعی، نظریه حقانیت، مشارکت ذینفعان واداره امور طبقه بندی می شود .
در امور مالی، سرمایه گزاری اخلاقی به طور موفقیت آمیزی معیارهای اجتماعی، محیطی و زیست محیطی را درسبد سرمایه گذاری بسیاری از سرمایه گذاران منظور کرده است.
هر چند دربعضی موارد ممکن است تغییرات حاصل ، سطحی وکم اهمیت باشد، یابرای نمونه ؛به روابط عمومی، ارزیابی وکیفیت محصولات محدود شوند، اما وجود تفکرات خلاقانه واقدامات پیشگام جهت منظور کردن موضوعات زیست محیطی واجتماعی درامور تجاری در برخی شرکتها، بدین معناست که تغییرات واقعی در حال وقوع است ودامنه وتعدد این تغییرات با فرهنگ تجاری زیست محیطی جدید در سازمان برابری می کند.
استقرار حسابداری زیست محیطی باتوجه به وجود یک تغییر فرهنگی عمده مشابه در جامعه بسیار مشکل یاراحتتر خواهد شد. از مدتها قبل چنین نگرشی درخصوص توجه واثرات اجتماعی وزیست محیطی فعالیتهای تجاری وجود داشته است، امادرعین حال اقتصاد پولی عامل توسعه جوامع در طی 300سال گذشته بوده است. فرهنگی که موفقیت یاعدم موفقیت خودرا در اصطلاحات پولی اندازه گیری می کند، شاید نتیجه اجتناب ناپذیر اقتصادهای سودمدار وجریان نقدی حاصل از مبادلات بازار باشد.
تغییرات پیش گفته که جنبه های اجتماعی وزیست محیطی را به تجارت ووزارتخانه های دولتی وارد می کند ، ماهیت اصلی اقتصاد پولی وسود مدار را از نظر بیشتر شرکتها تغییر نداده است .
ممکن است گفته شود که بسیاری از تغییرات بنیادی وفن آوری، با شناخت مناسبی ازواقعیات همراه است، اما این شناخت فقط توسط افراد خاصی انجام می شود واین مباحث، نقش مهم ارزشهای رایج وعامه پسند در دمکراسی واقتصادهای بازار آزاد را در نظر نمی گیرد.
در سطح کلان، به منظور ابراز یک ارزشیابی فرهنگی، به تغییری عمده درارزشهای رایج وعمومی نیاز است چون همگان باید این ارزشهای فرهنگی را بشناسند.
شواهد ارائه شده توسط ری وآندرسون در زمینه ارزشیابی فرهنگی نشان می دهد نودميلیون نفرازآمریکائیها وپنجاه میلیون نفر ازاروپائیها دارای فرهنگی هستند که نسبتا بهتر ازمسائل اجتماعی و زیست محیطی متوجه می شوند واین موضوعات را مشتاقانه می پذیرند.
مباحث این مقاله به اندازه کافی به تغییر قابل ملاحظه درفرهنگ وشناخت ماتریالیسم علمی یا به بیان دقیق تر ماتریالیسم زیست محیطی کمک می کند.
دراین مقاله تغییری درشناخت علمی نشان داده می شود که ناشی ازافزایش دردانش است . اهمیت این تغییر به اندازه ای مهم است که بین وجود موضوعات مجزا ورویدادهای مرتبط به هم تمایز قایل می شود.دلیل استفاده از اصطلاح حسابداری زیست محیطی، بیان این است که اکوسیستمی وجوددارد که محدودیتهای عملی ما در زمینه وابستگی را در مقایسه بامحدودیتهای عمده امروزی مثل منافع یک شرکت خاص، افراد حرفه ای، تجارت، اقتصاد یا بازار بیان می کند.
جهت تمایز بین منافع یا فرهنگهایی که مسئولیت مسائل زیستی را نمی پذیرند با افراد پذیرای این مسئولیت میتوان از یک انتقال یاتحول دو مرحله ای استفاده کرد. مرحله اول تغییر یا انتقال ازآنچه ما به ارث برده ایم یعنی از جایی که اقتصاد بر حسب واحدهای مجزا تعریف می شود به ادغام نسبی جنبه های اقتصادی ومحیطی در اقتصاد محیطی. مرحله دوم، از اقتصاد محیطی به یک اکولوژی اقتصادی پیش می روند جایی که جوامع وفعالیتهای اقتصادی به عنوان جزیی از یک اکوسیستم وسیعتر شناخته میشود. برای تدوین مبنایی برای ارزشهای عامه پسند درفعالیتهای منطقی که آدمی را در سیستم زیستی وارد کند به گرفتن جنبه های زیست محیطی آن کار، بی نتیجه است. حسابداری زیست محیطی جایگزینی برای حسابداری مالی و اقتصادی نیست .لکه محدودیتهای عملی را در زمینه وابستگی در دامنه وسیعتری بیان می کند.در واقع می توان گفت اقتصاد و توسعه بازار به عنوان فرآیندهای وابسته به فرآیندهای زیست محیطی بزرگتری هستند که توسط حسابداری زیست محیطی مشخص وبهینه می شود.
مفاهیم چندی وجود دارند که می تواند از شناخت محیط حاصل شده ومتمایز از موارد مربوط به تجارت معاصر بوده و در آن موضوعاتی مطرح می شوند که بر بسیاری از دیدگاههای عادی اثر می گذارد، این مفاهیم در زمینه رقابت و همکاری، استاندارد کردن یا یکسان سازی و تنوع، و اهمیت محلی و جهانی مطرح می باشد. اما شاید مهمترین تغییر اساسی این باشد که تصور کنیم حداکثر سازی برخی از اهداف عمده واحد تجاری، بی نتیجه و فاقد بازده مناسب خواهد بود. در جهانی که هر چیزی به چیز دیگر وابسته است، ایجاد سود توسط یک گروه در گروهی تحمیل هزینه به سایر گروهها می باشد، و حقیقت این است که در عمل، تلاش جهت حداکثر کردن یک جنبه، منجر به نادیده گرفتن سایر جوانب می شود. گروههایی که به هردلیلی از کل متمایزند بازهم رفاه ووجودشان به رفاه ووجود کل بستگی دارد وبنابراین لازم است که این گروهها نیز به جای حداکثر کردن سود ورفاه، به فکر بهینه کردن ارتباطات خود باشند.
ابزار حسابداری زیست محیطی :
برای پیشینه وجایگاه حسابداری زیست محیطی به یک ابزار حسابداری مناسب نیازداریم. در این قسمت به این شرح می پردازیم . یک پروژه تحقیقی تحت عنوان ُسیستم حفاظت از محیط زیست صنعت گردشگری ُ ایجاد وتوسعه یافته است که کلاورلیف نام دارد. هرچند که هدف ازایجاد وتوسعه کلاورلیف کاربرد آن در صنعت گردشگری است، ولی استفاده از آن فقط به گردشگری وبخش های خدماتی مشابه محدود نمی شود، بلکه ذاتا انعطاف پذیر است واکان استفاده از آن در کلیه بخشهای صنعتی یادرهرمنطقه جغرافیایی مهیا می باشد. کلاورلیف متشکل از سه بخش است: بخش اول این ابزار، ارئه دهنده یک نمودار جریان اطلاعاتی برمبنای چارچوبی نظری است.این نمودار چهارگروه اطلاعات یعنی:
1)جریان منابع
2)اثرات این جریان
3)معضلات اجتماعی وجهانی
4)خاصیت انعطاف پذیری اکوسیستم را نشان می دهد.
وجود این گروههای چهارگانه اطلاعاتی به این اشاره دارد که این ارتباطات جهت کاربرد موفقیت آمیز این ابزار ضروری است.
بخش دوم کلاورلیف، چارچوبی است که علاوه برشاخص های مستقیم عملکرد، ابزارهای حسابداری ومدیریتی مناسبي رابرای هر چهار گروه اطلاعاتی ارائه می کند. این شاخص ها وابزارها بیانگر پایداری عملکرد هستند.
دربخش سوم، در زمان استفاده از کلاور لیف انتخاب شاخص ها وابزارهای مدیریتی یک فعالیت مهم محسوب می شود.فرآیند شامل مذاکره ومشاوره با ذینفعان خاصی است تااز طریق وضع دانش، نیازهای محلی وخواسته هایی مشخص شود که در رابطه باتوسعه وپیشرفت دائمی انتظار می رود. این مذاکره همچنین باعث می شود به سطح آموزش مورد نیاز برای افراد پی ببریم .به دلیل سطح بالای معضلات اجتماعی، این مرحله ازبکارگیری کلاورلیف بیشتر جنبه سیاسی دارد تاجنبه فنی. مذاکرات باجامعه، اگرهمواره صورت گیرد، بسیارزمان بر وپرهزینه است ولذا این کار درزمان بکارگیری کلاورلیف –شاید هرسه سال یکبارباتوجه به شرایط- انجام شود.
همچنین می توان گفت استفاده مناسب و مطلوب از کلاورلیف در تعیین شکل اثرگذاری چارچوب موثر است چارچوب تعیین شده یک کلاورلیف، می تواند جهت کمک کردن به مدیریت درامرکنترل، ارزیابی عملکرد و تصمیم گیری در یک سازمان موثر باشد.
مزایای حسابداری محیط زیست :
مزایای اصلی حسابداری محیط زیست را به طور خلاصه می توان به شرح زیر بیان نمود:
سیستم حسابداری محیط زیست، یک معیار حمایت کننده برای دست یابی به توسعه ی پایدار است که تا اندازه ای ابزار اصلی برای اندازه گیری، کنترل وتصمیم گیری می باشد. مخارج زیست محیطی، چه هزینه ی سرمایه ای چه هزینه جاری به طور چشم گیری روز به روز افزایش می یابد.
مدیریت نیاز به اطلاعات مالی درباره ی مخارج زیست محیطی دارد. برنامه ریزی هزینه های اساسی نیاز به اطلاعات مالی دارد. هزینه های محیط زیست ممکن است در حساب های سربار پنهان شوند یا به گونه ای دیگر نادیده گرفته شوند. نیاز بهره مندان (دولت، سرمایه گذاران، وام دهندگان، بانکها، سازمانهای غیردولتی و غیره) به اطلاعات مالی در زمینه ی عملکرد زیست محیطی سازمان های مختلف رو به افزایش است.
بسیاری از فعالیتهای زیست محیطی کمی است، ماهیت مالی دارند وبنابراین تاثیربه سزایی برهزینه ها، دارایی ها وبدهی های سازمانها دارند. بدیهی هر واحد تجاری یک ستاده اصلی ویک ستاده ثانوی دارد که آلودگی محیط زیست از آن جمله است. اگرواحد تجاری جهت تعدیل یاجلوگیری ازآن هزینه ای نپردازد، آنگاه اشخاص جامعه می بایست متحمل آن شود.
خطرات زیست محیطی ممکن است منجر به بدهی های زیست محیطی هنگفتی شوند و متعاقباً سازمان یا واحد تجاری ممکن است متحمل پرداخت های زیادی شود که به طور جدی بر موقعیت نقدینگی ومالی اش اثر می گذارد.
مدیریت صحیح منابع در یک نگرش دوستانه با محیط زیست منجر به فواید مستقیمی، همچون صرفه جویی یا کاهش هزینه ها، یا فواید غیر مستقیمی، همچون ایجاد سرقفلی بالاتر یا تصویری بهتر از سازمان، می شود.
وجود یک نگرش دوستانه به محیط زیست مزیت رقابتی برای سازمان ها ایجاد می کند. حسابداری هزینه ها و عملکرد محیط زیست می تواند پشتیبان توسعه ی سازمان واجرای سیستم مدیریت محیط زیست واعتبارنامه ی ایسو14000 باشد.
به دلایل فوق این باور وجود دارد که حسابداری باید نسبت به اندازه گیری، ارزیابی وافشاء عملکرد زیست محیطی در صورت های مالی مسئول باشد. شکی نیست که اندازه عملکرد زیست محیطی به سیستم های حسابداری بستگی دارد اما برای این منظوراطلاعات بیشتری درمقایسه با اطلاعات مرسوم حسابداری نیاز است .
کانون توجه روش های حسابداری تنها به جنبه های اقتصادی است. جنبه های زیست محیطی سیستم حسابداری، خصوصا دارایی های (منابع ) طبیعی و نقصان پذیر، به عنوان حسابداری سبزنامیده می شود. واژه ی سبز در 30 سال گذشته در ارتباط بامسائل زیست محیطی مختلف، خیلی زیاد استفاده شده است. در بسیاری موارد از این واژه برای نامیدن سازمانها و ادارات استفاده می شود. حسابداری سبز واژه ی کلی است که در برگیرنده ی حسابداری محیط زیست زیست بوم ها ی امنابع طبیعی است. اما افزون براین حسابداری محیط زیست نیز یک واژه کلی است زیرا به معنی هماهنگی ابعاد مختلف محیط زیست در سطوح بزرگ یا کوچک میباشد که در سطح کوچک قابلیت اجرایی بیشتری دارد.
حسابداری محیط زیست سیستمی است که از توسعه ی پایدار، یعنی کسب سود بیشتر، به ویژه از شرکتهای انرژی چند ملیتی، پشتیبانی می کند. حسابداری محیط زیست دارای معانی وکاربردهای زیادی است.حسابداری محیط زیست می تواند از حسابداری درآمد ملی، حسابداری زیست بومها در سطح ادارات محلی ودر سطح کوچک وابسته و حسابداری مالی، حسابداری صنعتی یا حسابداری مدیریت داخلی شرکت پشتیبانی کند. در ادامه اصطلاحات مختلف حسابداری سبز تشریح می گردد.
حسابداری محیط زیست در سطوح پایین به معنی واردکردن به حوزه بحث حسابداری شامل حسابداری مالی، حسابرسی گزارشها و حسابداری محیط زیست است.
حسابداری مدیریت محیط زیست به معنی مدیریت محیط زیست وعملکرد اقتصادی از طریق اجزاء و توسعه ی سیستم ها و روش های مناسب مربوط به محیط زیست می باشد که ممکن است شامل گزارشگری و حسابرسی در بعضی از شرکتها شود .
حسابداری محیط زیست به بحث درباره ی رفتار هزینه های محیط زیست می پردازد تابه حسابداری بهای تمام شده کامل شامل شناسایی، ارزیابی و تخصیص هزینه ی قرارداد ها، هزینه های زیست محیطی وهزینه های اجتماعی مربوط به دادرسی ها، تولیدات، فعالیتها و یا بودجه هاست. واژه ی هزینه های زیست محیطی حداقل به دو جنبه مهم اشاره دارد :
1 ) به تنهایی به هزینه هایی که مستقیما برهزینه های خصوصی اثر می گذارد اشاره می کند.
2) همچنین می تواند شامل هزینه هایی برای افراد ، جامعه و محیط زیست در مواقعی باشد که یک شرکت پاسخگوی هزینه ی اجتماعی نیست .
حسابداری زیست بومها:
در موارد فراوانی، واژه ی حسابداری زیست بومها برای اشاره به گزارشهای مبتنی برداده های طبیعی استفاده شده است . به علاوه حسابداری زیست بومها نوعی ازحسابداری محیط زیست است. ازاین لحاظ اساسا برای تدارک طرح های مدیریت دارایی ها درسطح ادارات محلی استفاده شده است. چنین طرح هایی ابزاری جهت ارزیابی شرایط و چرخه ی عمر هر دارایی طبیعی خاص ارائه می کند.
حسابداری منابع طبیعی :
بعد از وارد کردن جنبه های زیست محیطی درسیستم حساب های ملی مطرح میشود. جایی که تاکید بردارایی های طبیعی ، زوال در کیفیت آن و... به علت رسیدن به شاخص های اقتصادی تعدیل شده به محیط زیست مانند درآمد ملی ناخالص می باشد.
رویکرد طبیعی در مقابل رویکرد پولی :
بیان دورویکرد مطرح به حسابداری محیط زیست باارزش می باشد. نخست رویکرد طبیعی را ملل متحد پیشنهاد کردند. برطبق این رویکرد عملکردهای زیست محیطی برحسب اطلاعات فیزیکی و طبیعی، آخرین بقایای منابع و به علاوه تغییرات ایجاد شده در این منابع ارائه می شوند .
هیچ نوع ارزش ریالی ، بر طبق این رویکرد تعیین نمی شود. آنگاه رویکرد پولی به این دلیل پدیدارشد که داده های رویکرد طبیعی نیازمندیها را برطرف نمی کرد.
بااین وجود رویکرد طبیعی از آن نظر اهمیت دارد که اطلاعات فیزیکی درباره منابع طبیعی و بالتبع اطلاعات آماری زیست محیطی فراهم می کند. این اطلاعات اولین گام رویکرد پولی تلقی میشود. به رغم مشکلات رویکرد پولی، آن مزایای فراوانی دارد که افراد را قادر می سازد تا در مورد سود یا زیان آگاهی یابند و به شاخص های اقتصادی تعدیل شده از لحاظ محیط زیست برسند.
نمایشگر دیدگاه های مختلف طبقه بندی های حسابداری محیط زیست را در تمام سطوح نشان میدهد.
نتیجه گیری و پیشنهادهـا
برای دست یابی به توسعه پایدار اس دی سیاستهای متعددی وجود دارد که باید از آنها پیروی کرد.
اجرای این سیاستها مستلزم پذیرش سیاستهای محتاطانه ی دیگری مثل ارزیابی اثرات زیست محیطی و سیاست های تصحیح کننده ای چون کنترل آلودگی ، جابجایی محل استقرار صنایع و نظارت بر آنها می باشد. سیاستها کمک می کنند تااثرات منفی از منابع محیطی تا حدودی دور شوند و حسابداری محیط زیست یکی از با اهمیت ترین ابزارهای اندازه گیری ، راهبری و کنترل توسعه پایدار در تمام سطوح می باشد.
با این وجود ، حسابداری محیط زیست هنوز با مشکلات متعددی مثل کمبود حمایت اطلاعاتی و کارکنان ماهر و همچنین فقدان اصول حسابداری روبروست. جهت این زمینه در حسابداری پیشنهادهای زیر ارائه می گردد:
حسابداری محیط زیست می بایست مسئول اندازه گیری عملکرد محیط زیست باشد و خصوصا گزارشهای آن باید در مجله های مالی منتشر شود.
دانشمندان محیط زیست باید استانداردها یی را برای رویه های حسابداری محیط زیست وضع کنند. پژوهش و مطالعه ی حسابداری محیط زیست باید تشویق شود و در تمام سطوح توسعه یابد . معرفی حسابداری محیط زیست باید به وسیله مدیریت و مقامات اداری درتمام سطوح انجام شود.
حسابداری محیط زیست و واحدهای آماری باید در سازمان های مختلف با دستورالعمل واضح گنجانده شود. حساب های جداگانه ای برای مخارج زیست محیطی افتتاح شود. این امر، اندازه گیری و گزارش مخارج و عملکرد زیست محیطی هر شرکت را مقدور خواهد ساخت هر دو رویکرد طبیعی و پولی می بایست به کار رود.
طبیعت در چند دهه اخیر، شاهد بحران های سختی همچون آلودگی آب و خاک، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، بهره برداری بیش از حد از منابع طبیعی، انقراض برخی انواع گیاهان و جانوران، افزایش انواع زباله ها ، فرسایش خاک و گونه های دیگر نابود کننده تعادل طبیعی بوده است. این بحران ها، نتیجه زیاده خواهی انسان و توجه بیش از حد او به سودآوری کوتاه مدت و حذف نظام های ارزشی و اخلاقی می باشد که اولین قربانی آن طبیعت و محیط زیست است.
از این رو ، امروزه موضوع آلودگی محیط زیست از اهمیت خاصی برخوردار شده و ابعاد جهانی یافته است.
در این مقاله سعی شده است تا اهمیت موضوعات زیست محیطی در آمریکا ، تاریخچه مختصری از فعالیت های آژانس حفاظت از محیط زیست، قوانین زیست محیطی و نحوه اجرای آن، الزامات گزارشگیری و افشای اطلاعات از سوی کمیسیون بورس اوراق بهادار و کمیته تدوین استانداردهای حسابداری مالی بیان شود و در خاتمه نیز ضرورت تدوین واجرای حسابداری زیست محیطی در ایران مطرح گردد.
اهمیت آلودگی محیط زیست :
موضوع آلودگی محیط زیست در آمریکا از اهمیت خاصی برخوردار است. بر اساس اطلاعات ارائه سده توسط آژانس حفاظت از محیط زیست (EPA)، این کشور ضایعات خطرناکی را تولید می کند که سهم سالانه هر نفر از آن ، معادل یک تن ضایعات است و هر ساله به مقادیر سال های گذشته اضافه می شود. البته بخش اعظم این ضایعات به طور مستقیم وار چرخه محیط زیست نمی شودو در صورت وجود انگیزه کافی می توان بسیاری از این ضایعات خطرناک را جهت ایجاد منابع انرژی بازیافت کرد. علاوه بر این طی نیم قرن گذشته ، هزینه جمع آوری، دفع زباله و ضایعات خطرناک در این کشور بالغ بر 500 میلیون تا یک میلیارد دلار برآورد شده است و این امر نشان می دهد که گزارشگری زیست محیطی در شرکت های آمریکایی از اهمیت خاصی برخوردار است. افزایش تمایل برای داشتن حسابداری زیست محیطی بهتر از هزینه های زیست محیطی فزاینده و رو به رشد نشأت گرفته است.
تاریخچه فعالیت آژانس حفاظت از محیط زیست (EPA)
ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا در سال 1970 ، آژانس حفاظت از محیط زیست (EPA) را به عنوان یک نهاد مستقل و غیر دولتی تأسیس کرد. این آژانس اکثر فعالیت های مرکز خدمات بهداشت محیط زیست را به عهده گرفت و هدف از تأسیس آن ادغام و یکپارچه سازی فعالیت های متنوع دولتی همچون تحقیقات زیست محیطی، نظارت، کنترل و نحوه اجرای قوانین مصوب بود. این آژانس گزارش عملکرد خود را از اداره مدیریت و بودجه به رئیس جمهور ارائه می کند .
اگر چه آژانس با هدف تضمین حفاظت از بهداشت و سلامت محیط زیست ملی تأسیس شد ولی در بدو تأسیس از حمایت مناسب مجلس برخوردار نبوده و بودجه اولیه آن بسیار اندک و ناچیز بود ولی به مرور زمان همراه با افزایش اهمیت محیط زیست در افکار عمومی، از رشد تدریجی و پایداری برخوردار گشت. آژانس در دهه اول فعالیت خود(دهه 1970) عمدتاً فعالیت خود را بر اجرای قوانین زیست محیطی مصوب مجلس متمرکز کرد ولی در طول دهه دوم بیش از پیش متوجه مشکلات اعمال قوانین و مقررات مصوب خود بود. امروزه مسائل زیست محیطی بیش از هر زمان دیگر در کانون توجهات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آمریکا قرار گرفته و قوانین متعددی نیز به تصویب رسیده که مستقیماً به مئضوعات زیست محیطی مربوط است.
قوانین نظارتی و کنترلی در حوزه محیط زیست برخی از مهم ترین قوانین دولت مرکزی در حوزه مسائل محیط زیست در ایالات متحده عبارتند از:
· قانون هوای پاک : مصوب 1963(در سال های 1967، 1970 ، 1972، 1977 و 1990 مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفته است).
· قانون آب سالم : مصوب 1972 (در سال های 1977 و 1987 مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفته است).
· قانون مصوب دولت مرکزی درباره حشره کش ها و سموم دفع جوندگان مخرب : مصوب 1949 (اصلاح شده در سال های 1972 و 1978).· قانون حمل مواد سمی یا خطرناک : مصوب 1975.
· قانون مواد سمی : مصوب 1976.
· قانون حفاظت و احیای منابع محیط زیست : مصوب 1976 (اصلاح شده در سال های 1980 و 1984).
· قانون جامع مسئولیت ، جبران خسارت و بدهی زیست محیطی، قانون Superfund : مصوب 1980
· قانون اصلاح و تصویب مجدد Superfund: مصوب 1986 و اصلاح شده در سال 1991 .
· قانون ضایعات و زباله های خطرناک: مصوب 1990 .
· قانون جلوگیری از آلودگی محیط زیست: مصوب 1990 .
با توجه به تاریخ تصویب و اجرای قوانین پیش گفته مشخص می شود که قبل از سال 1970 در زمینه مسائل زیست محیطی قوانین محدودی وجود داشته اما بعد از آن با توجه به افزایش آگاهی و توجه افکار عمومی نسبت به مسائل زیست محیطی قوانین بیشتری وضع شده است. هر یک از این قوانین نشان دهنده عزم راسخ و همه جانبه کشور برای کنترل ضایعات خطرناک است. یکی از مهم ترین و برجسته ترین قوانین مصوب در حوزه مسائل زیست محیطی ، قانون Superfund است.
قانون Superfund
انگیزه اصلی تصویب این قانون ، مشکلات زیست محیطی در آبشار نیاگارا و کانال لاو بوده است. شرکت فرآورده های شیمیایی هوکر در فاصله بین سال های 1942 تا 1952 بیش از 21000 تن زباله های خطرناک شیمیایی خود را در کانال لاو دفن و پس از آنکه در سال 1953 ، کانال مذکور آکنده از زباله شد آن را به مبلغ یک دلار به مدرسه نیاگارا فالز واگذار کرد که بعدها به مدرسه، زمین بازی کودکان و منازل مسکونی تبدیل شد. در سال 1976 کمیت همشترک کانادایی – آمریکایی مسئول کنترل و نظارت بر مجموعه دریاچه های "گریت لیکز"، متوجه وجود سم حشره کسش Mirex در بدن ماهی های دریاچه اونتاریو گردید و پس از بررسی های طولانی، مشخص شد که منشأ این فاجعه کانال لاو بوده است و مسئله از حالت حادثه منطقه ای به حادثه خبری در سطح بین المللی تبدیل شد. در پی این قضیه آژانس حفاظت از محیط زیست در سال 1979 برای حل مسئله کانال در پی این قضیه آژانس حفاظت از محیط زیست در سال 1979 برای حل مسئله کانال ، پا به میدان گذاشت و پس از تشکیل چندین پرونده کیفری علیه شرکت هوکر ، به هزینه دولت ، خانواده های ساکن در محل را به خاطر بروز مشکلات بهداشتی (از جمله سقط جنین ، نارسایی های مادرزادی در کودکان ، اختلالات عصبی و زخم سیستم دفع ادرار) به اماکن سالم منتقل کرد که این کار ، هزینه ای بالغ بر 3 الی 5 میلیون دلار به همراه داشت.(Landy et al. 1994)
جنجال مطبوعاتی بر مسئله کانال لاو ، فرصت جدیدی در اختیار آژانس قرارداد تا اختیارات قانونی جدیدی بدست آورد." قانون جامع مسئولیت، جبران خسارت و بدهی زیست محیطی" (CERCIA)- موسوم به قانون Superfund مصوب 1980 ، الزامات نظارتی و کنترلی مناسبی برای حل مشکل تخلیه مواد و ضایعات خطرناک از مراکز جمع آوری زباله و همچنین مواد آلوده کننده حاصل از جمع آوری و انباشت هر گونه زباله های خطرناک در آینده را تأمین کرد.
با اصلاح قانون Superfund در سال 1986، آژانس حفاظت از محیط زیست موظف شد تمام اماکن و محل هایی را شناسایی کند که در سراسر ایالات متحده به علت مواد و زباله های خطرناک باعث ایجاد خسارت به محیط زیست شده اند یا در آینده چنین خسارت هایی را به بار خواهند آورد و اسامی آنها را در فهرست جامعی گردآوری نماید.
تا سال 1991 حدود 36000 مرکز آلودگی شناسایی شد که از این تعداد 14000 مرکز دارای بالاترین میزان آلودگی بودند . از اینرو در "فهرست اولویت های ملی" قرار گرفتند. افزایش این آمار موجب شد که بودجه خاصی به نام قانون Superfund برای تأمین هزینه پاکسازی مراز مندرج در فهرست اولویت های ملی در نظر گرفته شود که وجوه آن از منابع خاص به شرح زیر تأمین می گردد:
· مالیات بر نفت.
· مالیات بر 42 ماده شیمیایی خاص و مشتقات آنها.
· 25/1 میلیارد دلار از درآمدهای عمومی مالیات.
قانون جامع مسئولیت (CERCIA) بودجه مذکور را در اختیار آژانس قرار داد تا به وسیله آن بتواند شرکت ها و مراکز خصوصی را ملزم به قبول مسئولیت پاکسازی مراکز آلوده نماید و در صورت عدم انجام پاکسازی توسط این مراکز ، آژانس راساً اقدام و هزینه های آن را از مراکز مسئول دریافت کند. پاکسازی هر یک از مراکز آلوده نیازمند بودجه عظیمی بود و طبق مطالعات انجام شده ، بطور متوسط هزینه پاکسازی هر یک از این مراکز بین 35 الی 101 میلیون دلار برآورد شده است (Hutchison,2000) . سازمان بودجه هزینه پاکسازی تمام مراکز فعلی و آتی مندرج در فهرست اولویت های ملی را بین 100 تا 400 میلیارد دلار تخمین زده است. تاکنون فقط تعدادی از این مراکز پاکسازی شده اند و با در نظر گرفتن هزینه های سرسام آور آن می توان متوجه تأثیر این طرح بر وضعیت شرکت ها و مراکز مسئول شد.
شرکت ها و مراکز بالقوه مسئول(PRP)
طبق قانون جامع مسئولیت (CERCIA) ، به هر شخصیت حقیقی یا حقوقی یک "مرکز بالقوه مسئول" (PRP) گفته می شود که به صورت بالقوه مسئول ایجاد آلودگی در هر یک از مراکز Superfund باشد ، آژانس می تواند از طریق اداری و قانونی از شرکت ها و مراکز بالقوه مسئول بخواهد تا نسبت به پاکسازی مراکزی اقدام کنند که خود آلوده کرده اند.
یک مرکز بالقوه مسئول می تواند شامل موارد زیر باشد :
· مالکان یا متصدیان فعلی مراکزی که ضایعات خطرناک را ایجاد می کنند.
· مالکان یا متصدیان مراکزی که در زمان آنها ضایعات خطرناک ایجاد شده باشد.
· اشخاصی که ضایعات خطرناک را به هر یک از مراکز مذکور حمل می کنند.
· اشخاصی که در مورد ضایعات خطرناک با این مراکز مشارکت داشته باشند.
بدین ترتیب تقریباً هر شخص حقیقی یا حقوقی که در این مراکز با ضایعات خطرناک ارتباط داشته باشد ، می تواند یک مرکز بالقوه مسئول در نظر گرفته شود.
برای مراکز بالقوه مسئول ، سه نوع پذیرش بدهی در نظر گرفته شده است:
1. پذیرش بدهی بطور کامل: در این صورت مرکز بالقوه مسئول، مسئول پاکسازی کامل و تأمین هزینه های پاکسازی مرکز تعیین شده خواهد شد.
2. پذیرش بدهی بطور اشتراکی: در شرایطی که چند شخص حقیقی یا حقوقی مشترکاً به عنوان آلوده کننده مرکز خاصی شناخته شوند آژانس می تواند آنها را بطور اشتراکی و یاانفرادی ملزم به تأمین کل هزینه های پاکسازی کند.
3. پذیرش بدهی های پیشین (عطف به ماسبق): قوانین مصوب را می توان عطف به ماسبق کرده و در مورد فعالیت هایی اعمال کرد که پیش از وضع قانون جامع مسئولیت (CERCIA) انجام شده است.
دادگاه ها معمولاً از "پذیرش بدهی بطور اشتراکی" استفاده و هزینه های مربوطه را بطور منصفانه بین مراکز درگیر تقسیم می کنند. در احکام صادر شده توسط دادگاه ها، حوزه پذیرش بدهی تا حدی افزایش یافته به گونه ای که اگر مرکز بالقوه مسئول، ورشکست شده و دارایی های آن به عنوان ضمانت در اختیار وام دهندگان باشد، آنها نیز بطور غیر مستقیم مسئول تأمین هزینه های پاکسازی خواهند بود. علاوه بر این دادگاه ها می توانند هر یک از اعضای هیئت مدیره شرکت مسئول را منفرداً به عنوان مسئول معرفی کرده و موظف به تأمین هزینه های پاکسازی کنند. از اینرو قرار گرفتن در موقعیت یک مرکز بالقوه مسئول برای اشخاص حقیقی و حقوقی، یک حادثه هولناک جلوه می کند. بر این اساس، فآیند اخطار به مراکز بالقوه مسئول از اهمیت خاصی برخوردار است.
اقتصاد ناپايدار در نبود ماليات سبز :
امروزه تأثير متقابل اقتصاد و محيط زيست بر يكديگر واقعيتي غيرقابل چشمپوشي است،
بهگونهاي كه هر تصميم اقتصادي مستقيماً بر محيط زيست تأثير ميگذارد و سياستهاي زيستمحيطي نيز اقتصاد را متأثر ميكند.
دكتر حسن كريمزادگان، استاد دانشگاه و اقتصاددان محيط زيست به ما مي گويد: اقتصاد سبز يعني اقتصادي كه توانايي بازسازي خود را به صورت پايدار داشته باشد.
-
گفته ميشود كه لحاظ كردن جزئيات دقيق فعاليتهاي حفاظت از محيط زيست به عنوان جزيي از فعاليتهاي اقتصادي، در «نظام حسابهاي ملي» (SNA) دشوار است. با توجه به اين واقعيت، آيا اصولاً در ايران چنين كاري انجام شده است؟ و انجام آن چقدر ضرورت دارد؟
حسابرسي چه از ديدگاه اقتصادي- اجتماعي و چه از ديدگاه اثرات زيستمحيطي اولين قدم براي حفظ محيط و در نظر گرفتن آن بهعنوان عامل اصلي در برنامهريزيها بهشمار ميآيد.
به اين دليل كه اقتصادهاي ملي، شاخصهايي را استفاده ميكنند كه آنها را در ارزيابي رفاه اجتماعي به كار ميبرند.
بسياري از طرفداران محيطزيست در اين مورد به بحث پرداختهاند كه محاسبات سبز بايد جايگزين سيستم قديمي محاسبات ملي يا SNA شود.
البته پارهاي از كارشناسان با اين نظر موافق نيستند و معتقدند نظام حسابهاي ملي موجود براساس دادهها و اطلاعات قابلمشاهده انجام ميشود در حالي كه براي حسابداري زيستمحيطي لازم است ارزيابيها و برآوردهاي بيشمار و گاه بحثبرانگيز صورت گيرد
حسابداري سبز» دقيقاً به چه معناست؟
وارد كردن ملاحظات زيستمحيطي در نظام حسابداري درآمد ملي يا سازگاري آن با ملاحظات زيست محيطي، در واقع همان حسابداري سبز يا حسابهاي ملي تعديل شده (EDP) است.
در حسابداري سبز مواهب طبيعي را به شكل حسابهاي اقماري، با مكانيسمي تحت عنوان اصلاح سيستمحسابهاي ملي با رويكرد ملي كه همان SEEA است مورد توجه قرار ميدهند.
در حسابداري سبز تلاش ميشود تا پيش از آن كه خسارات غيرقابل جبراني به محيط زيست وارد شود، سيستمهاي حمايتي حيات كره زمين مورد حفاظت قرار گيرد.
-
آيا در ايران اين كار انجام شده است؟
خير. فعلاً تلاش بر اين است كه به عنوان يك شاخص آن را وارد كار خود كنيم و سازمان ملل هم بهطور آزمايشي در چند كشور آن را انجام داده است.
به هر حال بايد روي آن كار شود. البته، سازمان محيط زيست در چارچوب برنامه چهارم توسعه، طرحي براي اصلاح سيستم حسابهاي ملي دارد.
-
اقتصاد سبز يعني چه؟
يعني نظام اقتصادي موجود توانايي بازسازي خود را بهصورت پايدار داشته باشد. اين تعريف بسيار سادهاي از اقتصاد سبز است، در واقع همان توسعه اقتصادي پايدار است.
نظام اقتصادي موجود پايدار نيست، زيرا به ظرفيتهاي قابلتحمل محيط زيست براي رشد و پيشرفت اقتصادي توجهي ندارد.
نظام اقتصادي موجود ما نسبت به 50 سال پيش بيش از 6 برابر رشد كرده است، در حالي كه هيچيك از ظرفيتهايِ زمينِ ميزبان اين رشد، افزايش پيدا نكرده است.
نظام اقتصادي موجود عمدتاً متكي بر استفاده از منابع انرژي تجديدناپذير است و به بازيافت و استفاده مجدد از مواد توجهي ندارد. همه اينها دلايلي براي ناپايداري اقتصادي است. اقتصاد سبز به دنبال توسعه اقتصادي پايدار است.
-
دانش «اقتصاد محيط زيست» چگونه به توسعه و بهرهگيري پايدار از منابع طبيعي كمك ميكند؟
اقتصاد محيط زيست چگونگي اداره و توسعه منابع زيستمحيطي را بررسي ميكند. اين علم ميكوشد در پيشرفت فناوري و توسعه اقتصادي- اجتماعي انسان را در رسيدن به توسعه پايدار و توجه به ملاحظات زيستمحيطي ياري كند.
هدف اقتصاددانان محيط زيست اين است كه رابطه بين فعاليتهاي اقتصادي و طبيعت را بهتر بشناسند و ما را در تصميمگيري عاقلانه در خصوص محيط زيست ياري كنند.
نكته اساسي در اين علم آن است كه اقتصاد و محيط زيست جداي از يكديگر نيستند. هيچ تصميم اقتصادي يافت نميشود كه بر محيط زيست اثر نداشته باشد و هيچ تحول زيستمحيطي وجود ندارد كه در آن تأثير اقتصادي ديده نشود.
اقتصاد محيط زيست سعي دارد «حفظ محيط زيست» و «فعاليتهاي اقتصادي» را با هم آشتي دهد و اين كار را به كمك ابزارها و تئوريهاي اقتصادي انجام ميدهد.
-
كشش بازارهاي ايران براي عرضه «كالاها و خدمات زيستمحيطي» چقدر است؟
در اين خصوص بايد براساس مطالعات و شواهد قضاوت كرد. براساس يكي از مطالعاتي كه در مورد كالاها و خدمات غيربازاري طبيعت انجام شده است، كشش درآمد مردم ايران براي مواهب زيستمحيطي 2975/0 بود.
يعني از نظر مردم ايران محيط زيست در دسته كالاها و خدمات غيرلوكس قرار داشت. همچنين اين مطالعه نشان داد كه تأثير تغيير قيمت در ميزان تمايل به پرداخت مردم ايران براي حفظ محيط زيست نسبتاً ناچيز بود.
اين يافته از اهميت حفظ محيط زيست در هزينههاي خانوادههاي ايراني حكايت دارد. بدينترتيب جامعه ايراني به مواهب طبيعي بهعنوان يك دارايي ارزشمند نگاه ميكند. اين مطالعات نشان داد كه حفظ محيط زيست بيكشش است. يعني مردم براي حفظ محيط زيست اهميت قائلند.
-
منظور از بيكشش چيست؟
براي روشن شدن موضوع مثالي مي زنيم: كالاهايي همچون نان و بنزين كه غيرقابل جايگزين هستند، بيكشش خوانده ميشوند. در اين تقسيمبندي، حفظ محيط زيست نيز كالايي بيكشش بهحساب ميآيد.
يعني وقتي قيمت حفاظت از محيط زيست تغيير ميكند، ميزان تمايل به پرداخت مردم به ميزان بسيار ناچيزي كاهش مييابد.
بنا بر اين با اين مطالعه ميتوان بهخوبي نشان داد كه مردم چه ميخواهند. اينجاست كه مسئولان بايد با برنامهريزي براي توليد كالاهايي سازگار با محيط زيست اقدامات لازم را انجام دهند.
اين مطالعه علمي كه جامعه آماري آن شهرهاي كشور بودند، حكايت از خواست عمومي مطالعهشوندگان بر حفظ محيط زيست دارد.
-
به نظر شما وضع «مالياتهاي سبز» در ايران چقدر از بستر حقوقي و اجتماعي لازم برخوردار است؟
مالياتهاي زيستمحيطي يا مالياتهاي سبز يكي از ابزارهاي اقتصادي قديمي در حفظ محيط زيست است كه ساليان طولاني در كشورهاي مختلف از آن استفاده شده است.
استفاده از اين ابزار در مواردي كه علم اقتصاد محيط زيست پيشنهاد ميكند بسيار لازم و ضروري است و مانع انتشار آلايندههاي بيش از حد بهينه اجتماعي ميشود.
فعلاً در ايران سيستم جريمه وجود دارد كه با ماليات بسيار متفاوت است، اما ميتوان با فراهم كردن بستر حقوقي و انجام تحقيقات علميِ اقتصادي بهشكلي علمي مقدار مالياتهاي سبز را تعيين كرد. اما چنان كه پيشتر اشاره كرديم، در استفاده از هر ابزار اقتصادي در كشور بايد به ملاحظات اجتماعي نيز توجه كرد و ظرافتهاي خاص آن را در نظر گرفت.
-
آلايندگان در ايران تا چه حد جريمه فعاليتشان را ميپردازند؟
اساس پرداخت جريمه آلودگي اين است كه هزينه تخريب محيط زيست را آلودهكننده پرداخت كند.كه مبناي آن همان اصل معروف «پرداخت آلودهساز» (PPP) است
كه البته جريمه پرداختي از سوي «آلودهساز» براساس مقدار آلودگي كم و زياد ميشود. انگيزه اين كار آن است كه آلودهكننده هزينه آلودهكنندگي خود را با توجه به استانداردهاي موجود برعهده بگيرد.
متأسفانه در ايران آلودهكنندهها هزينه آلودگي را نميپردازند و آن را به جامعه تحميل ميكنند.
لذا در تصميمگيريهاي جديد درخصوص فعاليتهاي اقتصادي از ديدگاه اقتصاد محيط زيست، فعاليتها بايد براساس هزينههاي اجتماعي و منافع اجتماعي سنجيده شوند و اثرات خارجي فعاليتها در نظر گرفته شود و آلودهكننده ملزم به رفع آن شود.
ما در ايران اين كارها را در حد دانشگاهي انجام ميدهيم، اما هنوز تعيين دقيق جريمهها به شكل علمي آغاز نشده است.
حسابداری محیط زیست کاربردهای متفاوتی دارد که ازجمله می توان حسابداری درآمد ملی، حسابداری مالی و یا حسابداری مدیریت را نام برد، درحالی که حسابداری درآمد ملی از دیدگاه یک مقیاس اقتصاد ملی به منابع و مصارف طبیعی نگاه می کند لیکن حسابداری مالی از نگاه استفاده کنندگان گزارشهای مالی به جهت تصمیم گیری و ارائه مسئولیتهای عمومی موضوع را بررسی می کند و بالاخره حسابداری مدیریت به عنوان یک سیستم اطلاعاتی با هدف پشتیبانی تصمیمات مدیریتی به موضوع نگاه می کند.
به جهت حساسیت موضوع زیست محیطی چه به عنوان یک الزام برون سازمانی و یا درون سازمانی، حسابداری زیست محیطی با قصد هزینــه یابی فعالیتهای زیست محیطی پیوند می یابد و موضوع هزینه به جهت واقعی بودن آن و تاثیری که برعملکرد اقتصادی بنگاه انتفــاعی می گذارد بسیار حائزاهمیت است. آثار هزینه های زیست محیطی در فعالیت اقتصادی زمانی قابل توجیه خواهدبود که نکات مثبتی در عملکرد آتی بنگاه انتفاعی به همراه داشته باشد.
هزینه یابی زیست محیطی :
حسابداری مدیریت به عنوان یک سیستم پشتیبانی تصمیم در برخورد با هزینه های واقعی متحمله توسط بنگاه تجاری به ناچار هزینه های زیست محیطی را از سایر هزینه ها تفکیک کرده و با نگاهی متفاوت به ارائه اطلاعات مالی در این خصوص می پردازد. مدیریت بر هزینه از یک سو با عوامل خارجی و از سوی دیگر با عوامل داخلی بنگاه اقتصادی درگیر است. اگر عامل خارجی را رضایتمندی مشتری تلقی کرده، آنگاه کاهش هزینه ازطریق شناسایی عوامل آن با هدف حذف فعالیتهای بدون ارزش افزوده مواجه است و طیف آن عوامل از طراحی محصول تا خدمات پس از فروش را شامل می گردد. درحالی که عامل خارجی، رضایتمندی زیست محیطی باشد، آنگاه کاهش هزینه از طریق شناسایی عوامل آن با هدف حذف فعالیتهای بدون ارزش اقتصادی مشکل خواهدشد. به عبارتی هزینه های زیست محیطی گاهی فاقد ارزش افزوده قابل تقویم بوده و بنگاه اقتصادی بنابه این محدودیت تمایلی به حذف فعالیتهای مخرب زیست محیطی نــدارد،لیکـن کنترل و کاهش هزینه این گونه فعالیتها را برنامه ریزی می کند و این به آن معنــا است کــه مدیریت بر هزینه زیست محیطی با هدف رضایت محیطی عملی است و برای انجام آن ناگزیر به تفکیک هزینه و انتخاب شاخصهای مناسب است.
گزارشگری زیست محیطی :
از آنجایی که حسابداری زیست محیطی گزارشگری زیست محیطی را نیز دربردارد و عملکرد زیست محیطی از دید استفاده کنندگان گزارشهای مالی حائزاهمیت است، لیکن اهداف گزارشگری عملکرد اقتصادی با اهداف گزارشگری زیست محیطی کاملاً انطباق نداشته، لذا به جهت محدودیت موجود در علائق استفاده کنندگان، نیاز به الزامات گزارشگری ویژه احساس می گردد.پاز آن جهت که بنگاههای انتفاعی مخارجی را تحت مــوضــوع زیست محیطی متحمل می شوند، لذا ارائه یک تصویر از عملکرد زیست محیطی که حاوی منافع حاصل از تحمل هزینه های مزبور باشد، باتوجه به ساختار موجود حسابداری، دشوار است، به این جهت بسیاری ازبنگاههای انتفاعی هزینه فعالیتهای زیست محیطی را بدون مقابله با منافع آن، تنها به عنوان اقلام هزینه ای منظور کرده و در گزارشگری مالی به گونه ای موثر آنها را افشاء نمی کنند.افشای هزینه های زیست محیطی در راستای حفظ ثروت سهامداران موجبات افزایش ارزش بنگاه انتفاعی را فراهم می سازد. و اگرچه منافع اینگونه هزینه ها قابل تقویم به ریال نیست، ولی درعین حال ایجاد تمایز در بنگاه انتفاعی به عنوان یک صنعت سبز را موجب می گردد و علی رغم وجود مزیتها در حفظ بــازار رقابتی در میان صنایع مشابه غیرسبز، از طـــریق ایجاد محبوبیت اجتماعی، آثار مفید و مـــوثری بر قیمت سهام اینگونه بنگاهها در بازار بــورس اوراق بهادار خواهد داشت، لذا گزارشگری زیست محیطی با نگــاه دقیق تری باید موردتوجه مدیران واحدهای اقتصادی باشد، به ویـــژه واحدهایی که در زمینه زیست محیطی متحمــل مخارج زیادی می گردند.
منابع ومآخذ:
1. 1 - KEVIN A.KITZMAN, “ENVIRONMENTAL COST ACCOUNTING FOR IMPROVED ENVIRONMENTAL DECISION MAKING”, POLLUTION ENGINEERING, DECEMBER 2001, 20-29.
2. 2 - A.J. RICHARDSON, M.WELKER, “SOCIAL DISCLOSURE, FINANCIAL DISCLOSURE AND COST OF EQUITY CAPITAL”, ACCOUNTING ORGANIZATIONS AND SOCIETY, 26(2001), 597-616.
3. 3 - S.B.HUGNES ET AL. “CORPORATE ENVIRONMENTAL DISCLOSURES: ARE THEY USEFUL IN DETERMINING ENVIRONMENTAL PERFORMANCE ?”, JOURNAL OF ACCOUNTING AND PUBLIC POLICY, 20(2001), 217-240.
4. 4 - ENVIRONMENTAL PROTECTION AGENCY, “AN INTRODUCTION TO ENVIRONMENTAL ACCOUNTING AS A BUSINESS MANAGEMENT TOOL”, OFFICE OF POLLUTION PREVENTION AND TOXICS, JUNE 1995.
5- روزنامه همشهري - همشهري آنلاين
6- سايت blog- hesabdari-ir
7- سايت blogfa -32- hesabdari
8- سايت دهكده ما
9- پايگاه اطلاع رساني انجمن علمي حسابداري
10- تالار گفتگوي تخصصي حسابداري
11- سايت نور - نويسنده سيد رضا نژاد
تهیه و تنظیم: مرتضی دلخوش و با همکاری دانشجوی عزیز محسن زماني رهبر

